آقا اجازه!!!!



آقا اجازه! خسته ام از اینهمه فریب                                         
از های و هوی مردم این شهر نانجیب

آقا اجازه! گندم و حوا بهانه بود!

آدم نمی شوند...! بیا: ماجرای سیب..


و باز برای اویی که ورای دیگران است:


آقا اجازه! این دو سه خط را خودت بخوان!

قبل از هجوم سرزنش و حرف دیگران


آقا اجازه! پشت به من کرده قلبتان

دیگر نمی دهد به دلم روی خوش نشان!


قصدم گلایه نیست، اجازه! نه به خدا!

»اصلا به این نوشته بگویید «داستان


من خسته ام فقط از «خاک»، از زمین

از طعنه های «آتش» و از آخرالزمان!


آقا اجازه! سیر شد از ما خدای عشق

از بس به جای داغ تو خوردیم حرص نان!


آقا اجازه! سنگ شدم، مانده در کویر

باران بگو که باز ببارد از آسمان


اهل بهشت یا که جهنم؟ خودت بگو؟

! آقا اجازه هست؟! نه در این و نه در آن


«یک پای در جهنم و یک پای در بهشت»

در زیر دستهای نجیبت بده امان!


آقا اجازه................................!

...........................................!


باشد! صبور می شوم اما تو لا اقل

دستی برای من بده از دورها تکان...

سروده:خانم دكتر عباسلو

 

كعبه دل

كعبه دل

پاى كوبان ز پى نغمه تار آمده‏ام‏

دست افشان بسر كوى نگار آمده‏ام‏

بهر آن نيم نگه با دل زار آمده‏ام‏

حاصل عمر اگر نيم نگاهى باشد

جان فزايد كه در اين فصل بهار آمده‏ام‏

باده از دست لطيف تو در اين فصل بهار

 به هواى رخ آن لاله عذار آمده‏ام‏

در ميخانه گشائيد كه از مسلخ عشق‏

باز رستم، ز پى ديدن يار آمده‏ام‏

جامه زهد دريدم رهم از دام بلا

به صفا پشت و سوى شهر نگار آمده‏ام‏

به تماشاى صفاى رخت اى كعبه دل‏

"امام خميني(ره)"

بصيرت يعني چه؟

"همه قضايا از 8-7 سال بعد از رحلت پيغمبر آغاز شد، اولش هم از اينجا شروع شد كه گفتند نمي‌شود كه سابقه‌دارهاي اسلام با مردم ديگر يكسان باشند، اين‌ها بايد يك امتيازاتي داشته باشند حركت‌هاي انحرافي اين طوري است، از نقطه كمي شروع مي شود تا به دوران عثمان رسيد، وضعيت اينگونه شد كه برجستگان صحابه پيامبر، جزو بزرگترين سرمايه دارهاي زمان خودشان شدند توجه مي كنيد يعني همين صحابه عالي مقام كه اسم‌هايشان معروف است، طلحه ، زبير، سعد ابن ابي وقاص و امثال اين‌ها كه هر كدامشان يك كتاب قطور سابقه افتخارات در بدر و حنين و احد و جاهاي ديگر داشتند، اين‌ها جزو سرمايه دارهاي درجه اول اسلام شدند.
دنيا يعني پول، خانه، شهرت، مقام، پست و جان، دنيا زده آناني‌اند كه براي رسيدن به اين‌ها خدا را رها مي‌كنند. اگر عده اينها زياد بود، آن وقت واويلاست.
آن وقت حسين ‌بن‌علي‌ها به مسلخ كربلا خواهند رفت، به قتلگاه كشيده خواهند شد، يزيدها سركار مي‌آيند و بني اميه بر كشوري كه پيغمبر بوجود آورده بود، هزار ماه حكومت خواهد كرد اينان همان خواص دنيا زده اند كه بايددر لحظه لازم، حركت لازم را انجام داد كه اگر وقت گذشت ، ديگر فايده اي ندارد.
اگر خواص در هنگام خودش، كاري را كه لازم است تشخيص داده و عملا كردند تاريخ نجات پيدا مي كند و اگر بد فهميدند، دير فهميدند و باهم اختلاف كردند، معلوم است كه در تاريخ كربلاها تكرار خواهد شد. عاشورا به ما درس مي دهد كه در ماجراي دفاع از دين، بصيرت بيش از چيزهاي ديگر براي انسان لازم است.
بي بصيرتها بدون اينكه بدانند فريب مي خورند و در جبهه باطل قرار مي گيرند، چنانكه در جبهه ابن زياد كساني بودند كه از فساق و فجار نبودند ولي از بي بصيرتها بودند.
تاريخ يعني من وشما، يعني همين هائيكه امروز اينجا هستيم، پس اگر ما شرح تاريخ را مي گوئيم، هركدام از ما بايد نگاه كنيم و ببينيم كه كجاي اين داستانيم."
بصيرت يعني بدانيم معيار براي ما حال امروز افراد است نه سوابق گذشته شان!
بصيرت يعني اينكه بدانيم شمري كه سر از حسين بريد همان جانباز صفين است كه تا مرز شهادت پيش رفت و زبيري كه در جمل برابر علي ايستاد همان سيف الاسلام پيامبر است كه بارها دل نازنين او را شاد كرد و بدانيم كه اهل كفر و باطل روزی قرآن بر سر نيزه كردند تا علي را مهجور سازند و ساختند و آگاه باشيم كه 50 سال بعد از درگذشت پيامبر، امام حسين به مسلخ رفت و امروز تكرار تاريخ است و هركدام از ما بايد نقش خود را انتخاب كنيم.
آناني كه مدال خميني بر سينه دارند غره نشوند كه رهيدند كه در اين وادي هر كه بامش بيش، برفش بيشتر است و در صحنه غبار آلود امروز نه مدال، نه حكم و پست و مقام بود كه بصيرت است كه نجات‌بخش است و بي بصيرتي است كه دام شيطان و سقوط به اسفل السافلين را در پي دارد.
بي بصيرت آني است كه آنقدر سستي كرد تا علي زمان به تنهايي براي سامان نابساماني ها به ميدان آمد.
بي بصيرت آني است كه عطش قدرت و عشق به فرزندان و آقازاده ها او را خسته و از راه بازداشت.
بي بصيرت آني است كه يك روز به نعل  و يك روز به میخ مي زند.
بي بصيرت آني است كه رهبر را همچون سيل در برابر هجوم تير دشمنان قرار مي دهند.
بي بصيرت آني است كه لباس پيغمبر را دست آويز مطامع مادي خود مي كند كه لعنت جاودانه علی بر اوست.
عزيزانم وقتي بزرگان و صحابه پيامبر در دوره علي جا زدند و در كربلا خود را هلاك كردند بايد بدانيم كه ياران ديروز خميني، روزي جا زدند و امروز در آستانه هلاكت خويشند و اينجا شايد تنها يك فرق عمده وجود داشته باشد و آن قوم ديروز و امروزند كه ديروزیان، كوفي مرام بودند و علي را تنها گذاردند و امروز ايرانيان چون نگيني علي را در بر دارند و امروز بدانيم كه علي تنهاست و تنها پس از خدا به قوم وفادار خويش اميدوار است، مراقب باشيم كه در اين جنگ نرم كه افكار عمومي به واسطه اخبار دروغين بنگاه‌هاي استكباري، مسموم و غبارآلودند، بصيرت خويش را حفظ نمائيم و به ريسمان انحراف ناپذير رهبري عظيم الشان چنگ اندازيم و آني از رهنمودهاي پيامبرگونه اش غافل نشويم كه هيهات اگر آني از اين راه در آييم، سقوطي سهمگين در انتظارمان است و آگاه باشيم و ديگران را آگاه سازيم و رهبر آزاده مان را دريابيم و بدانيم كه تاريخ به ما مي گويد اثر وضعي مظلوميت رهبران عادل جامعه، ذلت آن جامعه را در پي خواهد داشت و از معصوم منقول است كه:
((رستگار نشوند آن قوم كه خشنودي مخلوق را به خشم خالق خريدند.))

حماسه نه دی

ما دیروز رافراموش  نکرده ایم.


.


.


.


ما حماسه بصیرت ملی را در قلب خود داریم.


.


.


.ما حماسه لبیک ولایت خود را تا اخرین نفس خواهیم داشت.


.


.


.


لبیک یا خامنه ای

"بیداری مردم "ایران را در برابر فتنه‌گری‌ها مصون نگه می‌دارد

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح گفت: روز 9 دی در تاریخ ماندگار است به خاطر این‌که مردم بیدارند، همین است که کشور شما را نگه داشته است، همین است که جرات سران استکبار را از آن‌ها گرفته است.

خبرگزاری فارس:

ادامه نوشته

شاید این جمعه بیاید، شاید.......

همه هست آرزویم که ببینم از تو رویی      چه زیان تو را که من هم برسم به آرزویی

سیاه روتر از آنم که جرات کنم به سپیدارها نزدیک شوم،

بی مایه تر از آنم که داراییم کفاف خریدن یک شاخه لبخند را برای لبانت بدهد.

دلم هر جایی تر از آن است که بتواند شبی، ساعتی یا حتی به قدر چند جمله ای با تو خلوت کند.

اما شکسته تر از آنم که به انکسارم رحم نکنی، و تکیده تر از آنم که راضی بشوی استخوان هایم زیر بار بی‌اعتنایی ات خرد شود، و دست خالی تر از آنم که دست رد به سینه ام بزنی!